حسين قدياني:مگر چه امتياز بزرگي قرار است به دشمن بدهيم
ديپلماسي اگر واقعا بر اساس 3 اصل عزت، حکمت و مصلحت باشد، هيچ تنافري با انقلابي گري ندارد. ما نه دوگانه ديپلمات ها/ انقلابي ها داريم، نه دوگانه ديپلماسي/ انقلابي گري. آنکه ديپلمات است بايد به اقتضاي کار خود حرف بزند، آنکه هم انقلابي است، بايد بر مبناي اصول خود کار کند. ما از ديپلمات ها توقع نداريم که وسط مذاکره، روي ميز بزنند، بيرق بچرخانند و شعار «مرگ بر آمريکا» سر دهند، اما از هنرمندان بسيجي مان حتما متوقعيم که ذيل شعار «مرگ بر آمريکا» پرده از چهره مزورانه کاخ سفيد کنار بزنند. اگر مبناي عمل، عزت، حکمت و مصلحت باشد، سخنوري اهالي ديپلماسي هيچ تعارضي با نقش آفريني فرزندان انقلابي ندارد که اين هر دو بايد به تکليف جداگانه و البته در طول هم يکديگر عمل کنند. يک تکليف روي دوش ديپلمات هاست، يک تکليف هم روي دوش انقلابي ها. بگذريم که پرورش «ديپلمات هاي انقلابي» نيز «انقلابي هاي ديپلمات» مي تواند بسي بيش از اين در دستور کار نظام مقدس مان قرار بگيرد.
در روزهاي گذشته، جماعت سازشکار با پنهان شدن پشت ديپلماسي دولت، طرح هاي هنرمندان انقلابي با عنوان «صداقت آمريکايي» را مخل مذاکرات هسته اي خواندند و با اين بهانه مضحک، آن قدر به شهرداري فشار آوردند که مجبور شود بخش عمده اي از اين طرح ها را از سطح شهر تهران جمع آوري کند. درباره اين «زورگيري فرهنگي» بايد گفت: يکم: ما هرچند به بعضي اقدامات نابجاي مردان ديپلماسي، نقدهاي جدي داريم اما حتي المقدور صف اهل سازش را با ديپلمات هاي کنوني جدا مي دانيم، ان شاءالله واقعا هم همين طور است.
دوم: مذاکره اي که با تيتر فلان روزنامه و متن بهمان وبلاگ و 4 تا شعار «مرگ بر آمريکا» و چند تا بيلبورد بخواهد مختل شود، معلوم است پايه و اساس درستي ندارد. مذاکره اگر به معناي حرفه اي کلمه «مذاکره» باشد، زيبنده نيست اين همه ظريف و شکننده باشد.
سوم: اين توقع که هنرمندان انقلابي، تکليف روي دوش خود را از دولت هاي محترم جمهوري اسلامي بگيرند، توقعي نادرست و غيرمنطقي است. ما براي کاريکاتور کشيدن از شيطان بزرگ از کدام دولت مجوز گرفته ايم که دولت اعتدال، دومي آن باشد؟! ما که ماييم؛ اگر امام خميني براي شيطان بزرگ خواندن آمريکا از دولتي، ديپلماتي، شوراي شهري، جايي اجازه گرفت، امام خامنه اي هم براي چفيه روي دوش شان، حتما کسب تکليف خواهند کرد! تا راه روح الله هست و تا خامنه اي ما را امام است، هنرمندان انقلابي اين آب و خاک، ضمن احترام به همه آنان که بايد، براي ارائه هنر خود، تکليف از خون سرخ شهدا مي گيرند و لاغير. ما بي وصيت نامه شهدا نشده ايم که براي ارائه هنر انقلابي، کسب تکليف از روزنامه هاي زنجيره اي کنيم! در جوهر قلم هنرمند انقلابي اين مملکت، خون مطهر شهدا نهفته، خواه بعضي از اعضاي شوراي شهر، خوش شان بيايد، خواه نيايد! وانگهي، مگر هنگام «تماس تلفني» از فرزندان انقلابي اجازه گرفته شد که حالاهنرمندان ما بخواهند براي هر قلمي که مي زنند اذن از اين و آن بگيرند؟! ديپلمات ها همان به که درباره حوزه کار خودشان حرف بزنند و به جاي مغلطه و فرافکني، توضيح دهند که در خلال مذاکرات، دقيقا چه داده و چه گرفته اند؟!
چهارم: مذاکره کنندگان ما اتفاقا اگر «ديپلمات» به معناي کارشناسانه کلمه باشند، مي توانند با سرمايه گذاري معنوي روي آثار هنرمندان انقلابي، دست برتر را در گفت وگو بگيرند. آيا چون ديپلمات هاي ما به رموز ديپلماسي آشنا نيستند، جورش را بايد هنرمندان بسيجي بکشند؟! آيا چون جماعت سازشکار از ديپلمات هاي ما تمنا دارند که به بهانه مذاکره، تسليم آمريکا شوند، جورش را بايد فرزندان انقلابي ولايت فقيه بکشند؟! به «مرگ بر آمريکا» بيلبوردهاي ضد آمريکايي چه ربطي دارد اين چيزها؟! ديپلمات هاي ما بايد اگر هنري دارند در ميز مذاکره نشان دهند، که ما در ميدان مبارزه هنر خود را بلديم؛ ما از امام عاشورا هنر خود را آموخته ايم، از خميني بت شکن، از امام خامنه اي.
پنجم: دقت شود که ما يک «مذاکره» داريم و يک «امتياز دادن به دشمن». ما کتمان نمي کنيم، بلکه با افتخار مي گوييم؛ «انقلابي گري مخل امتياز دادن به دشمن است» ليکن از سويي ديگر بر اين باوريم که «انقلابي گري، دست خالي ديپلمات ما را تبديل به دست پر مي کند». ديپلمات ها اگر واقعا ديپلمات باشند بايد ممنون «مرگ بر آمريکا» باشند. با اين حساب، جماعتي که عليه چند تابلوي قشنگ بچه هاي سازمان اوج، اين همه موج راه انداخته اند في الواقع نگران اختلال در روند مذاکرات هسته اي نيستند، دلسوز روحاني و ظريف نيستند، غم از اين به دل گرفته اند که چرا نازک تر از گل گفته شد به شيطان بزرگ! مذاکره بهانه است؛ واعطشاي اين جماعت به خود خود خود شيطان بزرگ است! حمايت از مذاکره بهانه است؛ عشق اين جماعت به يزيديان زمان است! عاشوراي 88 را که يادتان نرفته؟!
ششم: طرح هايي که بچه هاي «اوج» کشيده اند، علاوه بر زيبايي ظاهري، در محتوي نيز کاملادقيق و هوشيارانه بوده است. همه اين طرح ها اشاره به بي صداقتي آمريکايي ها دارد. در اين طرح ها، حتي مذاکره بماهو مذاکره نقد نشده، چه رسد به دولت! هم آرمان گرايانه بوده، هم واقع بينانه. ملاحظه دولت هم شده. حال اساسي ترين سوال ممکن اين است؛ مگر از منظر اهل سازش، چه اتفاقي قرار است در مذاکرات بيفتد که طرح کشيدن از يانکي ها در روند آن خلل وارد مي کند؟! و مگر چه امتياز بزرگي قرار است به دشمن بدهيم که با 4 تا طرح ضد آمريکايي در ام القراي جهان اسلام اين گونه برخورد مي شود؟!
* * *
هرچند دولت عوض شده، نه حکومت، اما ما از اين دست تنهاتر بوديم که جهاني کرديم «مرگ بر آمريکا» را. دلم مي خواهد اين خطوط آخر را من باب دل نوشت بنويسم؛ عاليجنابان! اگر در روند مذاکرات تان، وصيت نامه سراسر «مرگ بر آمريکا»ي پدران ما هم احيانا اختلال ايجاد کرده، از شما شرمنده ايم! و اگر برق نگاه «آرميتا و عليرضا» هم آسيب رسان به روند مذاکرات است، باز از شما شرمنده ايم! ما فکر نمي کرديم داغ يتيمي مان اين همه «برد» داشته باشد که حتي در بازي «برد برد» هم اختلال ايجاد کند! ما را بابت قصور و کم کاري 300 هزار شهيد ببخشيد! ما را بابت شهداي مان ببخشيد که با بدن غرق در خون، فضاي صلح و صفا را مکدر کردند! ما را بابت خس خس سينه جانبازان شيميايي عفو کنيد؛ سرفه شان مخل سفره ديپلماسي است! کار ما به چه جاهايي رسيده! هرگز باورمان نبود بابت «شهدا ! شرمنده ايم» شرمنده ديپلمات ها شويم! شهدا ! چرا هنگام نوشتن وصيت نامه، مراقب مذاکره نبوديد؟! امام شهدا ! چرا اين «شيطان بزرگ» را توي دهان ما انداختي؟! تو مقصري! متهم رديف اول... افراطي تر از همه... امام «آمريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند» چرا هنوز مختل مي کني روند مذاکره را؟! حضرت روح الله! «جنگ فقر و غنا»، «تشکيل هسته هاي جهاني مقاومت»، «ما آمريکا را زير پا مي گذاريم» و... همه و همه جمله هاي شماست، نه ما ! مشکل اصل کاري بوسه شما بود که به جاي دست و بازوي ديپلمات ها، بر دست و بازوي بچه هاي «مرگ بر آمريکا» فرود مي آمد! اماما ! عذر مي خواهم، اما بدجور مختل کرده اي روند مذاکرات را ! غدير ظاهرا تقدير نبود؛ دلم براي صدايت تنگ شده خامنه اي... اصلاشهدا! شما هم شرمنده ايد... شرمنده مذاکره، صلح، صفا، زندگي، ديپلماسي، مصلحت هاي سياسي، قيمت دلار، نرخ ارز، محيط زيست، گردشگري، امنيت، آرامش، سازش، گشايش، شرمنده همه چي... به خصوص شرمنده آقازاده ها، نوه ها و نتيجه ها... شوخي ها و جدي ها ! حتي شرمنده متلک ها ! خانواده شهدا ! شما هم شرمنده ايد... آهاي مادر 4 شهيد! تو هم شرمنده باش... آه بلند تو، بيش از تيتر يک کيهان، دامن مذاکرات را گرفته... اينک تو نامحرمي، وندي شرمن محرم! و تنها شهيد سازشکاران «احمد شهيد» است!! حاج احمد متوسليان! تو بايد به جرم افراط، يارانه ات قطع شود... تو هم بايد شرمنده باشي... دوکوهه! زمين صبحگاه! فکه! دستواره ها ! مزار معطر پلارک! پلاک هاي هنوز زير خاک! «ميثم، ميثم، عمار»! به گوش ايد؟! لطفا شرمنده باشيد... آري، کار ما به چه جاهايي رسيده! هرگز باورمان نبود خاک زهرايي شلمچه شرمنده ميز و صندلي ژنو شود... و مبارزه شرمنده مذاکره... خوب شد از شهيد بصيرت حسين غلام کبيري، اين شيربچه جنوب شهري بيلبورد نساختيم و الانخاع ديپلماسي از گردن قطع مي شد!! من پيشنهاد مي دهم نام «همت» هم از بزرگراه ام القري حذف شود، چرا که بدن بي سر، زبان مذاکره را چه مي فهمد؟! عامل اختلال و تکدر خاطر، از آستين خالي خرازي بيشتر؟! و اگر خون اين چند شهيد اخير هم به گوشه اي از مسير مذاکرات ضرر زده، باز هم شرمنده!
راستي، چند صباح ديگر «محرم» است... عاشورا باز هم به موقع از راه رسيد... بيلبوردهاي ما را جمع کرديد که آمريکا عصباني نشود، اما متوجه نشديد آنچه بيشتر باعث وحشت آمريکا است، داربست عزاي حسين(ع) است... ديروز شهدا نداي «هل من ناصر» امام کربلارا شنيدند، امروز محرم، صداي غم و غربت ما را... ارباب بامعرفت حقا که حسين(ع) است... «کل يوم عاشورا، کل ارض کربلا»... بيلبوردهاي ما را جمع کرديد، با «کتيبه هاي محتشم» چه مي کنيد؟! «باز اين چه شورش است...» را چه مي کنيد؟! اينها را که ديگر نمي توانيد جمع کنيد و صد البته نمي خواهيد جمع کنيد، همه حسيني هستيم، فقط شما يزيد زمانه را نشناخته ايد. ما هنوز همه بيلبوردهاي مان را نصب نکرده ايم؛ آن روز کل شهر «حسين حسين» مي گويد! آن روز کسي خواهان مذاکره با يزيد نيست! آن روز عاشوراست! هر روز عاشوراست! بيلبوردهاي ما به شهر برمي گردد! ما هرگز با يزيد به بازي «برد برد» نمي رسيم! آهاي ديپلمات ها ! «روضه امان نامه» ... بيلبوردهاي ما «روضه امان نامه» بود! کار ما را جمع نکرديد، دشمني کرديد با ابتکار علمدار... علقمه اما همچنان جاري است... نزد سقاي آب و ادب، اجر ما محفوظ است... بيلبوردهاي ما به شهر برمي گردد! آهاي اهل سازش! از چشم ما نبينيد، هرچه مي کشيد، از دست عباس(س) است...
در روزهاي گذشته، جماعت سازشکار با پنهان شدن پشت ديپلماسي دولت، طرح هاي هنرمندان انقلابي با عنوان «صداقت آمريکايي» را مخل مذاکرات هسته اي خواندند و با اين بهانه مضحک، آن قدر به شهرداري فشار آوردند که مجبور شود بخش عمده اي از اين طرح ها را از سطح شهر تهران جمع آوري کند. درباره اين «زورگيري فرهنگي» بايد گفت: يکم: ما هرچند به بعضي اقدامات نابجاي مردان ديپلماسي، نقدهاي جدي داريم اما حتي المقدور صف اهل سازش را با ديپلمات هاي کنوني جدا مي دانيم، ان شاءالله واقعا هم همين طور است.
دوم: مذاکره اي که با تيتر فلان روزنامه و متن بهمان وبلاگ و 4 تا شعار «مرگ بر آمريکا» و چند تا بيلبورد بخواهد مختل شود، معلوم است پايه و اساس درستي ندارد. مذاکره اگر به معناي حرفه اي کلمه «مذاکره» باشد، زيبنده نيست اين همه ظريف و شکننده باشد.
سوم: اين توقع که هنرمندان انقلابي، تکليف روي دوش خود را از دولت هاي محترم جمهوري اسلامي بگيرند، توقعي نادرست و غيرمنطقي است. ما براي کاريکاتور کشيدن از شيطان بزرگ از کدام دولت مجوز گرفته ايم که دولت اعتدال، دومي آن باشد؟! ما که ماييم؛ اگر امام خميني براي شيطان بزرگ خواندن آمريکا از دولتي، ديپلماتي، شوراي شهري، جايي اجازه گرفت، امام خامنه اي هم براي چفيه روي دوش شان، حتما کسب تکليف خواهند کرد! تا راه روح الله هست و تا خامنه اي ما را امام است، هنرمندان انقلابي اين آب و خاک، ضمن احترام به همه آنان که بايد، براي ارائه هنر خود، تکليف از خون سرخ شهدا مي گيرند و لاغير. ما بي وصيت نامه شهدا نشده ايم که براي ارائه هنر انقلابي، کسب تکليف از روزنامه هاي زنجيره اي کنيم! در جوهر قلم هنرمند انقلابي اين مملکت، خون مطهر شهدا نهفته، خواه بعضي از اعضاي شوراي شهر، خوش شان بيايد، خواه نيايد! وانگهي، مگر هنگام «تماس تلفني» از فرزندان انقلابي اجازه گرفته شد که حالاهنرمندان ما بخواهند براي هر قلمي که مي زنند اذن از اين و آن بگيرند؟! ديپلمات ها همان به که درباره حوزه کار خودشان حرف بزنند و به جاي مغلطه و فرافکني، توضيح دهند که در خلال مذاکرات، دقيقا چه داده و چه گرفته اند؟!
چهارم: مذاکره کنندگان ما اتفاقا اگر «ديپلمات» به معناي کارشناسانه کلمه باشند، مي توانند با سرمايه گذاري معنوي روي آثار هنرمندان انقلابي، دست برتر را در گفت وگو بگيرند. آيا چون ديپلمات هاي ما به رموز ديپلماسي آشنا نيستند، جورش را بايد هنرمندان بسيجي بکشند؟! آيا چون جماعت سازشکار از ديپلمات هاي ما تمنا دارند که به بهانه مذاکره، تسليم آمريکا شوند، جورش را بايد فرزندان انقلابي ولايت فقيه بکشند؟! به «مرگ بر آمريکا» بيلبوردهاي ضد آمريکايي چه ربطي دارد اين چيزها؟! ديپلمات هاي ما بايد اگر هنري دارند در ميز مذاکره نشان دهند، که ما در ميدان مبارزه هنر خود را بلديم؛ ما از امام عاشورا هنر خود را آموخته ايم، از خميني بت شکن، از امام خامنه اي.
پنجم: دقت شود که ما يک «مذاکره» داريم و يک «امتياز دادن به دشمن». ما کتمان نمي کنيم، بلکه با افتخار مي گوييم؛ «انقلابي گري مخل امتياز دادن به دشمن است» ليکن از سويي ديگر بر اين باوريم که «انقلابي گري، دست خالي ديپلمات ما را تبديل به دست پر مي کند». ديپلمات ها اگر واقعا ديپلمات باشند بايد ممنون «مرگ بر آمريکا» باشند. با اين حساب، جماعتي که عليه چند تابلوي قشنگ بچه هاي سازمان اوج، اين همه موج راه انداخته اند في الواقع نگران اختلال در روند مذاکرات هسته اي نيستند، دلسوز روحاني و ظريف نيستند، غم از اين به دل گرفته اند که چرا نازک تر از گل گفته شد به شيطان بزرگ! مذاکره بهانه است؛ واعطشاي اين جماعت به خود خود خود شيطان بزرگ است! حمايت از مذاکره بهانه است؛ عشق اين جماعت به يزيديان زمان است! عاشوراي 88 را که يادتان نرفته؟!
ششم: طرح هايي که بچه هاي «اوج» کشيده اند، علاوه بر زيبايي ظاهري، در محتوي نيز کاملادقيق و هوشيارانه بوده است. همه اين طرح ها اشاره به بي صداقتي آمريکايي ها دارد. در اين طرح ها، حتي مذاکره بماهو مذاکره نقد نشده، چه رسد به دولت! هم آرمان گرايانه بوده، هم واقع بينانه. ملاحظه دولت هم شده. حال اساسي ترين سوال ممکن اين است؛ مگر از منظر اهل سازش، چه اتفاقي قرار است در مذاکرات بيفتد که طرح کشيدن از يانکي ها در روند آن خلل وارد مي کند؟! و مگر چه امتياز بزرگي قرار است به دشمن بدهيم که با 4 تا طرح ضد آمريکايي در ام القراي جهان اسلام اين گونه برخورد مي شود؟!
* * *
هرچند دولت عوض شده، نه حکومت، اما ما از اين دست تنهاتر بوديم که جهاني کرديم «مرگ بر آمريکا» را. دلم مي خواهد اين خطوط آخر را من باب دل نوشت بنويسم؛ عاليجنابان! اگر در روند مذاکرات تان، وصيت نامه سراسر «مرگ بر آمريکا»ي پدران ما هم احيانا اختلال ايجاد کرده، از شما شرمنده ايم! و اگر برق نگاه «آرميتا و عليرضا» هم آسيب رسان به روند مذاکرات است، باز از شما شرمنده ايم! ما فکر نمي کرديم داغ يتيمي مان اين همه «برد» داشته باشد که حتي در بازي «برد برد» هم اختلال ايجاد کند! ما را بابت قصور و کم کاري 300 هزار شهيد ببخشيد! ما را بابت شهداي مان ببخشيد که با بدن غرق در خون، فضاي صلح و صفا را مکدر کردند! ما را بابت خس خس سينه جانبازان شيميايي عفو کنيد؛ سرفه شان مخل سفره ديپلماسي است! کار ما به چه جاهايي رسيده! هرگز باورمان نبود بابت «شهدا ! شرمنده ايم» شرمنده ديپلمات ها شويم! شهدا ! چرا هنگام نوشتن وصيت نامه، مراقب مذاکره نبوديد؟! امام شهدا ! چرا اين «شيطان بزرگ» را توي دهان ما انداختي؟! تو مقصري! متهم رديف اول... افراطي تر از همه... امام «آمريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند» چرا هنوز مختل مي کني روند مذاکره را؟! حضرت روح الله! «جنگ فقر و غنا»، «تشکيل هسته هاي جهاني مقاومت»، «ما آمريکا را زير پا مي گذاريم» و... همه و همه جمله هاي شماست، نه ما ! مشکل اصل کاري بوسه شما بود که به جاي دست و بازوي ديپلمات ها، بر دست و بازوي بچه هاي «مرگ بر آمريکا» فرود مي آمد! اماما ! عذر مي خواهم، اما بدجور مختل کرده اي روند مذاکرات را ! غدير ظاهرا تقدير نبود؛ دلم براي صدايت تنگ شده خامنه اي... اصلاشهدا! شما هم شرمنده ايد... شرمنده مذاکره، صلح، صفا، زندگي، ديپلماسي، مصلحت هاي سياسي، قيمت دلار، نرخ ارز، محيط زيست، گردشگري، امنيت، آرامش، سازش، گشايش، شرمنده همه چي... به خصوص شرمنده آقازاده ها، نوه ها و نتيجه ها... شوخي ها و جدي ها ! حتي شرمنده متلک ها ! خانواده شهدا ! شما هم شرمنده ايد... آهاي مادر 4 شهيد! تو هم شرمنده باش... آه بلند تو، بيش از تيتر يک کيهان، دامن مذاکرات را گرفته... اينک تو نامحرمي، وندي شرمن محرم! و تنها شهيد سازشکاران «احمد شهيد» است!! حاج احمد متوسليان! تو بايد به جرم افراط، يارانه ات قطع شود... تو هم بايد شرمنده باشي... دوکوهه! زمين صبحگاه! فکه! دستواره ها ! مزار معطر پلارک! پلاک هاي هنوز زير خاک! «ميثم، ميثم، عمار»! به گوش ايد؟! لطفا شرمنده باشيد... آري، کار ما به چه جاهايي رسيده! هرگز باورمان نبود خاک زهرايي شلمچه شرمنده ميز و صندلي ژنو شود... و مبارزه شرمنده مذاکره... خوب شد از شهيد بصيرت حسين غلام کبيري، اين شيربچه جنوب شهري بيلبورد نساختيم و الانخاع ديپلماسي از گردن قطع مي شد!! من پيشنهاد مي دهم نام «همت» هم از بزرگراه ام القري حذف شود، چرا که بدن بي سر، زبان مذاکره را چه مي فهمد؟! عامل اختلال و تکدر خاطر، از آستين خالي خرازي بيشتر؟! و اگر خون اين چند شهيد اخير هم به گوشه اي از مسير مذاکرات ضرر زده، باز هم شرمنده!
راستي، چند صباح ديگر «محرم» است... عاشورا باز هم به موقع از راه رسيد... بيلبوردهاي ما را جمع کرديد که آمريکا عصباني نشود، اما متوجه نشديد آنچه بيشتر باعث وحشت آمريکا است، داربست عزاي حسين(ع) است... ديروز شهدا نداي «هل من ناصر» امام کربلارا شنيدند، امروز محرم، صداي غم و غربت ما را... ارباب بامعرفت حقا که حسين(ع) است... «کل يوم عاشورا، کل ارض کربلا»... بيلبوردهاي ما را جمع کرديد، با «کتيبه هاي محتشم» چه مي کنيد؟! «باز اين چه شورش است...» را چه مي کنيد؟! اينها را که ديگر نمي توانيد جمع کنيد و صد البته نمي خواهيد جمع کنيد، همه حسيني هستيم، فقط شما يزيد زمانه را نشناخته ايد. ما هنوز همه بيلبوردهاي مان را نصب نکرده ايم؛ آن روز کل شهر «حسين حسين» مي گويد! آن روز کسي خواهان مذاکره با يزيد نيست! آن روز عاشوراست! هر روز عاشوراست! بيلبوردهاي ما به شهر برمي گردد! ما هرگز با يزيد به بازي «برد برد» نمي رسيم! آهاي ديپلمات ها ! «روضه امان نامه» ... بيلبوردهاي ما «روضه امان نامه» بود! کار ما را جمع نکرديد، دشمني کرديد با ابتکار علمدار... علقمه اما همچنان جاري است... نزد سقاي آب و ادب، اجر ما محفوظ است... بيلبوردهاي ما به شهر برمي گردد! آهاي اهل سازش! از چشم ما نبينيد، هرچه مي کشيد، از دست عباس(س) است...
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 12:59 توسط احمد
|
ای امام که با بیان خود نفوس ما را قدسی نمودی.تا آخرین دم حیاتم مرید تو و نایب برحقت سید علی خامنه ای خواهم بود.